X
تبلیغات
رایتل
تعطیلات ... - الــــــــــــهــــــــــــه
دلم گرفته ؛ مثل خیلی از وقتای دیگه ...

از اون دل گرفتنایی که آدم احساس می کنه دلش می خواد با یکی درد دل کنه ، شاید با خودش !

4 روز مهمون داشتیم ، تازه رفتن مهمونامون ، من دیگه حسابی خسته شدم ، از بس که دیگه 1 ثانیه هم تنها نبودم و همه جا باهاشون رفتم، البته به زور ...

نمیدونم کلا چرا بعضی از آدما از تعطیلات واسه مهمونیا استفاده می کنن، دوست دارم تعطیلات رو بیشتر استراحت کنم ! که هیچوقت نمیشه . مخصوصا آخر هفته ها که وقتی سریع تموم میشن و باید یک هفته دیگه از صبح تا شب کار کنم اعصابم خورد میشه. گرچه اینطوری زمان زودتر می گذره و خداییش اصلا گذر زمان رو حس نمی کنم. اما غمگینم، عمرمون داره با غم و غصه هامون زود تموم میشه و نمیدونم چقدر دیگه از این زندگی پوچ و بیخود من باقی مونده !!!

همین چند ساعتی که بیکار شدم دوباره یه عالمه افکار منفی تو سرم اومده ! حوصله ی انجام هیچ کاری رو ندارم و حالم از گذشته و حال و آینده بهم می خوره ...

امروز برای چند لحظه که دلم خیلی گرفته بود و داشت گریم می گرفت ، به این فکر می کردم که دیگه تا آخر عمر هروقت به هر بهونه ای می تونم گریه کنم و همیشه یه غمی هست که تو دلم و ذهنم باشه ، حتی وقتایی که شادم ، مثل پیرزنا !!!

نمی دونم والا

خدایا عاقبت این زندگی ما چی میشه ؟؟؟!!!



ادامه مطلب
برچسب‌ها:
+ تاریخ @date ساعت @time نویسنده @authorName 4 نظر