X
تبلیغات
رایتل
دیشب و امروز من . - الــــــــــــهــــــــــــه

دیشب نزدیکای ساعت 12 بود که رفتیم دوچرخه سواری ، کلی دوچرخه سواری کردم بعد از مدتها ، جوری که صبح زود که بیدار شدم ، یکم بالای زانوم درد می کرد ولی سریع خوب شد ، تا ساعت 3 شب نخوابیدم ، اول واسه اینکه تا دیروقت بیرون بودم ، دوم هم اینکه با گوشی داداشم یه سری عکس گرفته بودیم که من می خواستم حتما بهم بلوتوث کنه ، این 8.1 هم که نصب کردم ، اولین باری بود داشتم بلوتوث می گرفتم یکم بد قلق بود با گوشی داداشم دوست نمی شدن ، هیه ...

رفته بودم روی یک پل تازه احداث که هنوز افتتاح نشده کلی عکس گرفتم ، از بس ذوق کردم که نگو ، کلا عاشق کارای هیجان انگیز و extra ordinary هستم من !

خلاصه شب خوبی بود ، اما امروز بعد از ظهر داشتم دیگه از دست این چشمای خواب آلود و کمی دردناک می مردم ، همش هم خمیازه می کشیدم ،

امروز یک همکار جدید هم اومد سرکار و از صبح که باهاش آشنا شدم ، زیاد ازش خوشم نیومده ! من معمولا این حرف رو درباره کسی نمی زنم ، معمولا هم زود قضاوت نمی کنم ، اما 70 درصد این آدم یه جوریه ، حالا وقت کردم بعدا دربارش خواهم نوشت ...

یه ارتباط فیبری هم بود ، ما رو پیر کرده بود راه نمی افتاد ، امروز حلش کردیم رفت پی کارش ... هیه ، اینم یه خبر خوب کاری برای خودم !!!

امروز تا ساعت 6:30  سر کار بودم ، بعد سریع رفتم یه ماشین گرفتم ، رفتم مامانم رو دیدم و با هم یکم بیرون گشتیم ، یکم دنبال کیف بودم که حالا چیزی خوشم نیومد و کفشم همینطور ! اما همینجوری یه ظرف غذا واسه خودم گرفتم ، یجوری که تو ذهنم بود اما فکر نمی کردم پیداش کنم . پیدا شد و خوشمان آمد ... هیه (مبارک خودم باشه!) { واسه اینکه نهار رو سر کار می خورم و غذا هم از خونه می برم ، نیاز به ظرف غذا دارم دیگه ! }

خب دیگه چی بگم؟  آهان بعد از اینکه اومدیم خونه ، به این فکر می کردم که چقدر خستم و چقدر خوابم میاد ، حالا از طرفی هم داداشم اینا اومدن خونمون (داداش و زن داداشم) و هم اینکه یه کاری قول داده بودم واسه یه نفر انجام بدم ...

یعنی با این چشم دردم یه 3 تا نمودار باید می کشیدم ، اونم چه نمودارایی ، همچین ریز ریز ، تو هم تو هم ... چشمم درومد تا تموم شد ، بلاخره الان بیکار شدم و اومدم یه سری به وبلاگ عزیرم بزنم برای ثبت خاطراتم !!!

خلاصه می دونم بعد از همه ی اینا خوابم پریده دوباره ، خدا به داد فردای من برسه که همین امروز هم بسی سخت بود ...

 


ادامه مطلب
برچسب‌ها:
+ تاریخ @date ساعت @time نویسنده @authorName 0 نظر