X
تبلیغات
رایتل
منتظرم ! - الــــــــــــهــــــــــــه

امروز حالم از دیروز و هر روزم بهتر بود ، اونقدر که بهم یه حمله قلبی هم دست داد !!!

امروز همینطوری از صبح تو خودم بودم ، تو فکر بودم ، به خیلی از چیزای غمگین داشتم فکر می کردم ، اما یه لحظه که رفته بودم از یه فروشگاه خرید کنم ، موقع بیرون اومدن احساس کردم قلبم از همیشه (همه عمرم) تند تر می زنه ، خیلی اوقات شده که احساس تپش قلب کنم و اینا ، اما این یه چیز خاص بود ، اصلا وحشتناک بود !

تمام قفسه سینم درد گرفت ، نمی تونستم نفس بکشم .

آروم رفتم به یه داروخونه و یه قرص خریدم ، برگشتم شرکت و خوردمش . یکم بعدش بهتر شدم اما قلبم درد می کرد.

هنوزم درد می کنه !

نمی گم زندگی هیچ چیز خوبی نداره که آدم بخواد بهش فکر کنه .

نمی خوام ناشکری کنم.

نمی خوام غر بزنم اما واقعا چی بگم ؟

اون فشار عصبی شدیدی که دارم تحمل می کنم ، فشاری که داره قلبم رو اذیت می کنه و احتمالش اصلا کم نیست که یه بار دیگه پیش بیاد . شاید یه بار دیگه شدید تر شه و زبونم لال دیگه هم آروم نشه ! شاید یهو قلبم واسه همیشه ساکت شه .

بعد از این همه خودش رو به اینور و اونور کوبیدن ...

دلم خیلی گناه داشت ... حقش این نبود.

دلم آرامش می خواد ، دلم یکم شادی می خواد. یه شادی غیر منتظره . یه اتفاق خوب . اتفاقی که آرومم کنه .

حتی یه لبخند کوچیک ، یه شادی لحظه ای !

و دلم سلامتی می خواد .

* امشب یه گوشی جدید هم خریدم که هیچ حس خاصی بهش ندارم ! منی که یه آدامس می خریدم خوشحال می شدم ، دیگه همه چیز زندگی برام عادی شده ...

دلم یه شادی غیر منتظره می خواست ...

منتظرم !


ادامه مطلب
برچسب‌ها:
+ تاریخ @date ساعت @time نویسنده @authorName 2 نظر