چقدر دلتنگِ تو باشم خوب است گلِ کوچکم؟
چند سالِ نوری انتظار بکشم
تا به دیدارم بیایی؟
چند ساعتِ دیگر زنده بمانم
لبخندت اتفاق می افتد؟
تا کجایِ آینده پشتِ پنجره بایستم
سلام می کنی؟
با چه مقیاسی تنهایی را بسنجم
که دروغ نگفته باشم؟
اصلا بگو ببینم
تو چرا دلت برای من
تنگ نمی شود؟!
مبادا بینِ اینهمه سکوت
فراموشم کرده باشی؟
نکند آینه های قلبت
از بارانِ اشک هایم
بخار بگیرند؟
دیوانه شدم... بیدار شو
شب که وقتِ خوابیدن نیست!
سلام الهه جونم


دلم برات تنگ شده بود
دوستت دارم دوست مهربونم
سلام عزیزم
منم خیلی دوستت دارم گلم ...
سلام الهه عزیز
اومدم به وبلاگت به بن بست برخوردم!!
حال خودت چطوره؟
خوبی ان شالله؟
سلام عزیزم
چرا بن بست گلم ؟
حال خودم هم بده
حال این روزام خوب نیست
تعریفی نداره
ایشالا خوب می شم ، بلاخره !
مرسی که حالمو می پرسی .
هعیییییییییی
راهت رو گم کردی آیا ؟؟؟!!!!!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بازم هعییییییی..
من زیاد سر میزنم ایتجا اما نظر نمیزارم بالاخره دیگه مجرو متاهلی گفتن
یاد این انداختی من رو که میگفتی اگه راست میگی یه رد پایی از خودت بزار !!! یادته ؟
منم به وبلاگم خیلی سر میزنم اما نمی نویسم توش ! اما خیلی دوستش دارم می خوام بیشتر توش بنویسم ،
اینجا بهترین جا واسه اینه که آروم شم ، این روزا حتی وقتی خسته از سر کار میام اول اینجا رو باز میکنم و خاطراتم رو مرور می کنم ...