سلام

یه سلام شاد و خندون   

اصلا کی گفته قراره من و این دل کوچولو همیشه غمگین باشیم ؟! هان ؟!

می خوایم شاد باشیم  !

به آخرین نوشته ی این دفتر نگاه می کنم و غصه ها دلتنگیام  ولبخند می زنم ، آخرین جملات صفحه رو می خونم ، نوشته های چند شب پیشمه : 

  به اشتباهاتم تو زندگی فکر می کنم ، به گذشته و به آینده ، می گم آهای دل کوچولوی ن ، گاهی باید 

  نترس باشیم ! غصه ها رو بریزیم دور ، اصلا می یای این ذهن گستاخ و بی پروا رو بسته بندی کنیم  و بزاریم تو انباری تن !؟ خودم و خودت تنهای تنها باشیم ، رها باشیم ؟! یه مدتم ما با هم هرجا که  خواستیم پر بکشیم ! بیا فقط به آسمون شادیها سفر کنیم ! 

      آهای دل کوچولوی من ، دوست دارم ! 

                                         عزیز من بدون می خوام یه چندی هم "فقط با هم" تنها باشیم.

می خوام بگم آره ، هنوز پای حرفم ایستادم !

به این دل کوچولو می گم حالا تو منو هرجا خواستی ببر ، فقط سراغ غم و غصه نرو ! من که انگار نتونستم سر قولم بمونم و هواتو داشته باشم !!!

بلاخره تقویم امروز رو روز 13 دی معرفی می کنه ، ماهی که دوسش ندارم و خااطرات خیلی بدی سال گذشته باهاش داشتم ! گویا دو روز دیگه هم امتحانای الهه شروع می شه !

ومن مدتیه یکم دست کم گرفتم  این الهه رو و یادم رفته ازش تشکر کنم ولی می خوام الان که دیگه تقریبا ترم تموم شده ، بهش بگم آهای " الهه ای که در منی "  دمت گرم ! خسته نباشی ، این ترم خیلی زود گذشت ، خیلی خوب بودی ، خیلی درسات سخت بوده ، و همه بجز یکی از امتحانای کل این ترمت رو کامل شدی  و اینم یه رکورد good هستش

خلاصه اینکه همه چیز عالی بود و عالی هست و بهترم می شه   !

بعد بشین بگو غصه دارم ، درس نخون ، امتحاناتم گند بزن دختر!

     اینم یه تقویت روحیه و نصیحت و بلاخره استقبال از امتحانا برای الهه که تو فرجه هاش ، یکم دختر (خیلی ) بدی شد و یکم (اصلا) درس نخوند ولی امیدوارم باز هم مثل همیشه از خجالتم در بیاد و رو سفیدم کنه ،

حالا برو ببینم چیکار می کنی الهه جون

اونی که تنها ترینه ، حتی سایه هم نداره !

من همونم که همیشه غم و غصم بی شماره

اونی که تنها ترینه ، حتی سایه هم نداره !

این منم که خوبیامو ، کسی هرگز نشناخته

اون که در راه رفاقت ، همه ی هستیشو باخته !

هر رفیق راهی با من ، دو سه روزی همسفر بود ...

ادعای هر رفاقت ، واسه من چه زودگذر بود !

هرکی با زمزمه ی عشق ، دو سه روزی عاشقم شد

عشق اون باعث ضجر همه ی دقایقم شد

اون که عاشق بود و عمری ، از جدا شدن می ترسید

همه ی هراس و ترسش ، به دروغش نمی ارزید

چه اثر از این صداقت ، چه ثمر از این نجابت

وقتی قد سر سوزن ، به  وفا نکردیم عادت !

این روزها

هرروز که می گذرد،دلم برای دیروزش تنگ تر می شود!

این روزها

هر روز که می گذرد ، دلتنگ دیروزم !

 

چشمانم در آسمان به جستجوی آخرین ستاره ی شب است و می روم به اوج ، 

 

کنار او ، ستاره ای که که در سپهر آرزو ، یگانه تقدیر من است ...